السيد الطباطبائي ( مترجم : مهدى تدين )

27

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى )

مرحلهء اول‌مسائل كلّى وجود فصل اول وجود از لحاظ مفهوم ، مشترك معنوى است ، زيرا بر آنچه كه قابل حمل است به يك معنى حمل مىگردد . « 1 » اين مسئله با رجوع به ذهن در هنگامى كه وجود را بر چيزى حمل و يا از آن سلب مىكنيم به خوبى روشن مىشود . مثلًا وقتى كه مىگوييم : انسان موجود است ، گياه موجود است ، خورشيد موجود است ، و يا وقتى كه مىگوييم اجتماع نقيضين موجود نيست ، اجتماع ضدّين موجود نيست ، در همهء اين‌گونه موارد وجود داراى يك مفهوم است .

--> ( 1 ) . مشترك معنوى بر الفاظى اطلاق مىشود كه در همهء موارد استعمال ، يك معنى و مفهوم بيشتر نداشته باشند مانندلفظ انسان ، اسب و علم . مشترك لفظى ، الفاظى را گويند كه داراى معانى گوناگونند ، مانند لفظ « شير » كه حيوان درنده و مايع آشاميدنى و شير آب از معانى آن است . بحث بر سر اين مسئله است كه لفظ وجود جزء كدام‌يك از اين دو نوع است ؟ يعنى وقتى مىگوييم انسان وجود دارد ، خدا وجود دارد ، و يا وجود را از چيزى نفى كرده و مىگوييم اجتماع نقيضين يا اجتماع ضدين وجود ندارد ، در تمامى اين استعمالات ، لفظ وجود به يك معنى به‌كار مىرود يا آن‌كه وجودى كه در مورد انسان به‌كار مىبريم به يك معنى و وجودى كه مثلًا براى خدا به‌كار مىبريم به يك معنى ديگر است ؟ چنان‌كه در متن بيان شده وجود مشترك معنوى است و در تمام موارد و در ارتباط با هر چه باشد به يك معنى است